IMG_0081

  باتشکرازکانون فرهنگی مسحدالرسول(ص)

پرونده:Heleile.JPG

دی اسمیل  گنجینه ی خاطرات

 

دَی اِسمَیل

 

 

 

دشت نرگس ،تو هلیله، دومنِِ گُل کِرده پا
موسم عَیش بُچیلا ، ری کُنارِن پلیسوک….
ری کنارن پلیسوک…

… این صدای برنامه سی مو سی توی رادیو بوشهر است که از اتاق کوچک گوشه حیاط  به گوش می رسد.

*
– یـــا اللـــــه… سلامون علیکم…
صدائی منتظر و مهربان پاسخ می دهد.
– علیکمو السلام حاجــــــی… خوش اومدی ….. بفرمـــــا ….. بفرمــــا …… بیو داغِـِــــل
پتویی خوش رنگ و قدیمی با بالشی کویتی که روی آن عبارت اهلا و سهلا  گلدوزی شده ، زیر طاقچه کنار دیوار برای مهمان مهّیا است. یک سینی لعابی تمیز و سفید که گلهائی رنگارنگ حاشیه آن را زینت داده  و نقش طاووسی رنگین در وسط آن خودنمائی می کند  با دو بشقاب لعابی ساخت چین ، یکی مالا مال از رنگینک تازه و دیگری پر از تخمه هندوانه محلی توی سینی برای پذیرایی آماده  است
– حاجی والا بفرما …. تکیه هاده … خوش آمدی …. فادمِه حالش خوبن؟ بچیکات چطورهَسن؟
حاجی ،خوشحال می خندد و می گوید:
– الحمدِ الله …. خدا را شکر …. خیلی ممنون دی اسمیل …هــا خوب هسن …خیلی سلام می رسونن …. 
.
قرار است حاجی و دی اسمیل گپ و گفتی با هم داشته باشند ،از قدیم های ولات ،از گذشته محل، از هرچیزی که دی اسمیل بگوید.

- خوه.. دی اسمیل از قدیما سی مو گَپ بزن. کار مردم چه بی؟ چطور زندگی می کِردن؟ وضع زمینا و باغا چطوری بی؟
  و دی اسمیل که گنجینه ای از خاطرات تلخ و شیرین در سینه دارد می گوید:
 اون زمانا هلیله خیلی باغ داشت. همه جا پر از نخل بی. از زامردو تا آخرای بندرگه. زمینا یا حاصل توش بی  یا باغ نخل بی ،هر سال هم غلّه مو می کاشت. گِنُم.. جو.. عدس..شَملی …همه چیمو بی. فقط  گاسلیت ، برنج ، ارده ، داریزرد و چیزای کوچیک موچیک دیگه حاج سید احمد و غلومسین عیوض از بندر سی مردم  می اُوُردِن.

او وختا پنبه هلیله.. پیاز هلیله.. تماته هلیله.. تنباکو.. بالنگ.. خیاسرد.. خیا زرد.. کلولنده،بار بار از هلیله می رفت سی بندر.تو هلیله چادر ..جاجیم ..کوفته ..چوقه درست می کردن و چندتا کارخونه بافندگی تو ولات بی . کارخونه ی علی زارخادا، کارخونه عامو میشت احمد حسین. . همه ی شراع های جاز های بندر گه هم تو همی کارخونه ها با پنبه هلیله بی ، که اول زنای ولات ریسمون درست می کردن . و بعد شراع و چادر و رخت خو هم درست می کردن.
انگورای هلیله هم  که اسمِ رسمی  بی ،از همه جا بیشتر ثمر میدا، بیش از ۱۰۰ تا  کَرّه ی انگور از نزدیک گِلدون تا شمال بندرگه بی و بعضیاشون سالی ۱۲ من انگور میدا.
او وختا ما پنبه چرکو می کردیم ، پنبه دونه ش  سی مالامو بی ، بعضی وقتا هم دونگ درست می کردیم، لوکه ش هم می بردیم بندر یا سر دکونای ولات، کار سازی می کردیم. چوغای پنبه هم  دشتی ها  می خریدن می بردن باهاش هَدر ماهیگیری درست می کِردن. 

دی اسمیل گرچه از سال ها پیش بینایی خود را از دست داده ولی تمیزی خانه و اثاثیه منزل گواه نظم و دقت، ذهن روشن ، حافظه قوی و هوشیاری قابل تحسین اوست. وی در کنار اتاق کوچکش باغچه ای هم دارد که یک قسمت آن را تنباکو کاشته، قسمتی را گوجه فرنگی و بادمجان و در کنار آنها چند بوته  کدو با گل های خوش رنگ و بزرگ هم خود نمایی می کند. البته او از بزهای فضول همسایه ها که از روی دیوار می پرند و به پاغچه او شبیخون می زنند و حتی به تنباکو ها هم رحم نمی کنند گله مند است و می گوید:
-ای پس مرگا دل ماشو خین کردن . هیچی تو سرا دسشو آبادی نی.سی شورا هم گفته م ، حالا می خوام بیشم پاسگاه شُکُیَت هُکُنُم.

دی اسمیل از زحمت های طاقت فرسای خود و مادرش در خانه داری ، بزرگ کردن بچه ها ،رسیدگی به کار باغ و چهاب و مرارت های گّله داری و خیش و خرمن می گوید.
دی اسمیل در بین بانوان هلیله بیشترین سهم را در معرفی آداب و رسوم و سوابق تاریخی هلیله از طریق رادیو بوشهر با استفاده از برنامه های مردمی گنجینه خلیج فارس و سلام بوشهر دارد.
.
- خوه دی اسمیل ببخشینا.. خیلی زحمت دادیمـــا.. ماشاالله چه تخمک خوشمزه و رنگینک خوبیِت درست کِردِه وی.دسّت درد نُکُه.
- نَــه حاجــــی ..خونه ی خوتِن کوکــــا..نوش جونت بـــــو، قابلیش نــــی ، …خیلی خوش آمدی ، سلام فادمِه وُ 
دَی ممرضا هم برســون…بخدا یادت نشـووا!
– چشم ..چشم ..دی اسمیل..،علیک صّدا (صد دعا)، خداحافظ
– به سلامت جــون

باتشکرازحاجی

دمام سحری

 

 

هرم ملایم آفتاب تاحدودی سوزسرما را کم کرده بود ومردم را که از بارندگی چندروزه به تنگ آمده بودندکم کم ازخانه هایشان بیرون می کشید.دیوارها نیم خیس بود وکوچه ها پرازشل وگل.

تک وتوکی هیرون خانه ی شیخ عبداله زیرنورآفتاب پیش ازظهربه دیوارتکیه داده بودند.حاج غلامرضا یکی ازآن ها بود ،توی چندروزگذشته یک نقطه ی خشک توی خانه اش پیدانمی شد چند بار خاکستر وشل را قاطی کرده بود وتوی سوراخ هایی که بالای پشت بام خانه اش ایجاد شده بود ریخته بود،بازهم حریف نشده بود.آمده بود که از دوسه نفری کمک بگیرد که تا باران نیامده ، سروسامانی به خانه اش بدهد.


ادامه نوشته

گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست...

درپیامک آمده بود یکشنبه 4/26،ساعت 21/15،سالن اجنماعات مسجدالرسول هلیله،جشن میلادماه تمام.

دوسه باری می شد که باخبرشده بودم ولی به دلایلی نتوانسته بودم شرکت کنم ؛گفتم به یاری خدا این بار تمام سعی ام برشرکت دراین مجلس خواهدبود.به همراهم خبردادم که بعدازنماز حرکت می کنیم.تاراهی شدیم ساعت 9بود. هواهم چندان شفاف نبود وغباری رقیق مسیر را پوشانده بود. 9/20ماشین را درمیدان روبه روی سالن اجتماعات پارک کردم.چندتا ماشین دیگر هم پارک شده بود.بادیدن آن ها وصدای تاری که ازداخل سالن شنیده می شد گفتم حتما مراسم آغاز شده؛ ولی وارد سالن که شدیم ،چندنفری بیش ندیدیم.به بنر سالن نگاه کردم دیدم ساعت21/30نوشته شده است.کمی آرام گرفتم.هوای سالن گرم بود زیرافضابزرگ وکولرها کشش نداشتند.

تامراسم آغاز شد،ساعت از 10گذشته بود.آقای ابوالقاسم انصاری برای شروع مراسم آیاتی را ازقرآن تلاوت نمود وپس ازپخش سرود ملی کشور،حاجی انصاری،مسئول محترم کانون رسما آغازمراسم را اعلام نمود .اولین کسی که برای خواندن شعردعوت شد ،آقای مظفری بود وپس ازایشان آقایان ،تمهید،شجاع،قربانی،نگارنده واکبرموسوی برای اجرای خویش فراخوانده شدند.بعضی ازنامبردگان چاشنی اشعارشان ،محلی سروده های خویش را هم ارائه کردند که مورد توجه حضارقرار گرفت.

گروه موسیقی آوای بیشهر هم درچند نوبت به هنر نمایی پرداخت وتوانمندی های خویش را به سمع ونظر شرکت کنندگان رساندندکه مورد توجه تماشاگران قرار گرفت.مسئول کانون ازآن ها تشکر کرد ودرپایان مراسم ،آقای سیدبزرگ صفوی به نمایندگی ازسایراعضا مورد تقدیر قرار گرفت.

به خاطر استقبالی که به عمل آمده بود ،سالن هم شلوغ بود وهم گرم.بااین وجود بیشتر حضار تاپایان مراسم ماندندوهمه چیز را تحمل کردند.باید به چنین جمعیتی ودست اندرکاران چنین برنامه هایی دوصدآفرین گرفت ودست مریزاد عرض کرد.خداونددست وبازووفکرشان را توانمندترسازد.

آخرین نفری که ازاودعوت به عمل آمد ،آقای عبدالمحمد(مهدی) انصاری ،هنرمنددیاربیشهر(هلیله)بود که برای تقدیر مجددبه خاطر کارهای هنری که ایشان انجام داده وازطرف استانداری وارشاد مورد تقدیرقرار گرفته،بود.نامبرده سخنان خود را با گلایه ازکانون به خاطراین که چرا تاحال اقدامی برای چاپ آثار شعرای هلیله انجام نداده، آغاز کرد وادامه داد،جاهایی خیلی کوچکتر ازاینجا ،دست به چنین کارهایی می زنندوانتظار هست که از دیگران عقب نمانیم. (امیدداریم که این خواسته،هرچه زودتر به اجرادرآید).

برنامه باپذیرایی از حضار حدود ساعت 12شب به اتمام رسید. باامیدداشتن به انجام هرچه پربارتر برگزارشدن برنامه های آینده ،یادداشتم را به پایان می رسانم.

کفتم که خدا مراحیاتی بفرست     طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که بازمزمه ی یامهدی         نزد گل نرگس صلواتی بفرست

پاسداشت معلم

روز معلم... به نقل ازآرام

تاریخ : سه شنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 2:34 PM

تا از دانشگاه اومدم وقت زیادی برای آماده شدن و رفتم به مراسم رو نداشتم. سریع پوشیدم یه کاغذ و قلم برداشتم و زدم بیرون خواهرم و دوستش سر کوچه منتظرم بودن. از پله ها که رفتم بالا مثل آدمای غریبه بودم آخه کمتر ظاهر میشم. دلم خوش بود اونا که آشناترن کمرویی نمی کنن. دیدم نه، مثل اینکه خودم راحت تر از بقیه هستم. تا یه جا واسه نشستن پیدا کردم به این  فکر کردم که: من پر رو هستم یا اونا کم رو؟ و به این نتیجه رسیدم که باید طبیعی باشم اونا یه خورده کم رویی کردن. به خواهرم گفتم: آقای حاج عبدالرضا رو بهم نشون بده. گفت: "واپیچی، (منظورش به من بود) همین الان باش دم در سلام کردیم خو". گفتم:"ای بابا ندیدم".

یکی دو تا از بچه های وبلاگ نویس رو دیدم، وحید و حاجی هم که کنار هم نشسته بودن. یه نفر رو دیدم به خودم گفتم این باید چرکو باشه. خوب، این فقط یه حدس بود.

مراسم مثل همیشه با تلاوت قرآن عزیز شروع شد. (آقای ابوالقاسم انصاری). و بعد از اون یه آقایی رفت بالا. خواهرم سرش رو آورد نزدیک و گفت: "حاج عبدالرضا" و بلاخره من تونستم جناب آقای حاج عبدالرضا انصاری رو رویت کنم. بعد از سخنرانی ایشون گروه سرود (دختران مدرسه ی شهید چمران هلیله)، یه سرود برای روز معلم خوندند، خوشم اومد، من از دختر بچه های اینجوری خوشم میاد هرچند خوب تمرین داده نشده بودند ولی من خوشم اومد. بعد از اون آقای قربانی، (از بس خانم های پشت سرم حرف زدن و ولوله بود درست نفهمیدم آقای انصاری ایشون رو چطور معرفی کردند) اگر درست متوجه شده باشم گفتند آقای قربانی معلم هستند و دوست موسس مدرسه ی شهید چمران هلیله، امیدوارم اشتباه نکرده باشم. ایشون قرار بود 30 دقیقه صحبت کنند ولی خیلی بیشتر از اون چیزی شد که باید می بود. به طوری که صدای اعتراض رو هرچند آروم از همه طرف می شنیدم.  سخنرانیشون طولانی شد و مردم سخنرانی های طولانی رو دوست ندارند، خوب از آقای قربانی هم نباید خرده گرفت ایشون باید مطلبشون رو به آخر می رسوندند. از استاد مطهری گفتند که خداوند در آخر مقام شهادت رو بهشون هدیه داد، از امام حسین (ع) و امر به معروف و نهی از منکر، و اشاره کردند که کتاب های استاد رو مطالعه کنیم. یه کمی هم ما رو بردند زیر سئوال، "چند درصد از شما کتاب های استاد رو مطالعه کردید" سئوال فقط سئوال نبود، انگار مطمئن بود که هیچ کس توی این سالن کتابی از استاد نخونده. در آخر یه شعر، سروده خودشون خوندند:

پرستوها از این کاشانه رفتند

به شوق هجرته جانانه رفتند

خبر کردند یاران را شبانگاه

به بال عشق چون پروانه رفتند

همی دانم که اندر وادی عشق

سبکبالان از این غمخانه رفتند

نماز سرخ در دنیای فانی

چه زیبا خواندن و مردانه رفتند

بعد از اتمام سخنرانی آقای قربانی، کلیپی که سال ها قبل ساخته شده بود از صحنه ی شهادت استاد مطهری پخش شد. بعد از اون یکی از شاعران هلیله (آقای موسوی) شعر زیبایی سروده ی خودشون رو خوندند. و باز هم یه کلیپ، که اینبار عکس هایی قدیمی از مردان هلیله بود. خیلی ها بودن که من نمی شناختم ولی چند بار صدای ذوق کردن اطرافیان رو شنیدم که می گفتن"اِ... بابای من، اِ فلانی...،اِ..." ولی خیلی جالب بود یاد آلبوم قدیمی پدرم افتادم. یه سری سئوال توزیع شد که خدکار من همه رو راه انداخت. برا همه جواب دادم بجز خودم (اصلاً دوست نداشتم برای اولین بار توی زندگیم شانس جایزه گرفتن بهم رو کنه) بعد از پذیرایی قرعه کشی شد و اسم برنده ها رو خوندن. (آقای مسعود انصاری) و (خانم فاطمه انصاری).

بعد از اون از معلم های محل تقدیر و تشکر شد اما هیچ خانم معلم پیش کسوتی توی مراسم حاضر نشده بود (و این باعث ناراحتی آقای حاج عبدالرضا شد به طوری که این موضوع رو مطرح کردند و گفتند: ما دعوت نامه دادیم باید می اومدن) من متوجه شدم هر دو خانمی که در اول اسمشون خونده شد اومده بودند ولی زود مراسم رو ترک کردند. جالب این بود، خانم معلم سومی که اسمش خونده شد توی سالن بود، از جاش بلند شد ولی  آقای حاج عبدالرضا متوجه ایشون نشد و خانم معلم هم نشست سر جاش. (البته من پیام رسانی کردم ولی انگار قسمت نبود هیچ خانم معلمی حاضر باشه) امان از کم رویی!!

افرادی که ازشون تقدیر و تشکر شد:

1.      خانم اعظم بردال، دبیر قرآن مسجد؛

2.      آقای مظاهری، مدیریت محترم کانون مساجد استان بوشهر؛ (اگر درست متوجه شده باشم)

3.      آقای حسن ابراهیمی، مدیریت محترم مدرسه شهید چمران هلیله؛

4.      آقای خلیل انصاری، معلم؛

5.      آقای سید محمدرضا موسوی ،شاعر و معلم؛

6.      آقای قربانی، سخنگو و معلم؛

7.      آقای عباس انصاری، بانی مسجد؛




 پ.ن:نظرم اینه که مراسم می تونست خیلی بهتر از این باشه، ولی من به شخصه از تمام کسانی که برای این مراسم زحمت کشیده بودند سپاسگزاری می کنم. به امید پایندگی هلیله.

 

چراغ پمپی


ادامه نوشته

جام کاپیتان فرامرزی سال 56

http://www.iimmgg.com/image/a5bf6fbb0439ca2e83a1fc2b139cdf6b

 ایستاده: آقایان :عبداله فرخ بین ،عبدالحسین انصاری،احمدانصاری،محمودانصاری،اکبرخلیلی،رسول حسن ابراهیمی (یارکمکی) نشسته :رسول انصاری،محمودشنبدی،احمدبردن،خلیل فولادی،(فاضل خنسیر) حسن خواجه

http://www.iimmgg.com/image/e0917317ec923855be117c5c3042fc91

یادش بخیر


ادامه نوشته

بیرینژ

 

ادامه نوشته

شب شعر کرامت  ، هلیله 22مهر 89

شب شعر کرامت

باهمت کانون فرهنگی مسجدالرسول وانجمن ادبی بیشهر(هلیله) درروز پنج شنبه 22مهر89ازساعت30/20تا30/22محفلی ادبی باحضور جمعی از شعرای استان بوشهر وشعرای انجمن برگزار گردید.این نشست ادبی که به مناسبت دهه ی کرامت(میلادحضرت معصومه «س» وحضرت امام رضا«ع») برپا شده بود بااستقبال گروه کثیری از مردم هلیله روبرو شد.

مراسم با تلاوت زیبای وحید حسن ابراهیمی ازسوره ی مبارک الرحمن آغازشد.بعد ارتلاوت ،مراسم چاووش خوانی بود که به صورت گروهی آغاز شد وعلی ستوده با هنرمندیش همه را به وجد آورده وچشم ها را مرطوب ساخته بود،دل ها راروانه ی خراسان نموده بود.پس ازآن حاج انصاری مسئول برگزاری مراسم به بیان اهداف برگزاری مراسم پرداختند.

مراسم دردوبخش به اجرا درآمد.دربخش نخست برخی از بچه های انحمن سروده های خودرا قرائت کردند.به ترتیب اجرا :صادق انصاری،سیداکبرموسوی،اسداله انصاری ،خلیل انصاری .وسپس هم خوانی بسیار هنرمندانه ای به وسیله ی نجف انصاری ووحید حسن احمدی که سروده ی زنده یاد قیصر امین پوربا عنوان(پیش از این ها فکر می کردم خدا...)به اجرا درآوردند.این بخش با تشویق های مستمر حضار همرا بود.

دربخش دوم نوبت  هنرنمایی شعرای مدعو رسید .آقای شجاع نخستین فردی بود که به اجرای برنامه پرداخت .بادوبیتی هایی که درپایان همراه می شد باصلوات باعث رونق محفل شده بود ودرادامه ی برنامه ی خود شعربلندی درمدح امام به گویش محلی خواند.آقای انبارکی نفر بعدی بود که بادوسه غزلی که خواندهنرمندیش را به حضار نشان داد.آقایان مظفری،تمهید وفلاحی درادامه با ره آوردهایشان محفل ادبی را به اوج خویش رساندندوبااشعاری که بیشتر رنگ وبوی اقلیمی داشت حضار را مجبور می کردند باتشوق هایشان مددکارشان شوند.خصوصا آقای فلاحی باآن گویش ونحوه ی اجرای منحصربه فردش دردل تماشاگران جای خاصی باز کرده بود.آخرین فردازاین گروه آقای فیروزی شاعر محلی سرای بوشهری بود.باصدایی گرم ورسا وبازیبایی تمام،چندتا ازاشعار معروف خویش از جمله«سی موسی تو»رابه اجرا درآورد.ایشان درپایان سخنانش از برگزاری چنین محفلی وازچنین استقبالی  تشکر کرد ومسابقه ای را برگزار نمود وقول داد که آخرین اثرش به پنج نفر ازشرکت کنندگان هدیه دهد.

آخرین نفر آقای مزارعی مسئول کانون های فرهنگی مساجد بود که با ذکر چند حدیث ازپیامبر«ص»وسایر ائمه«ع» مبنی برچگونگی هدایت انسان ها سخنانش را پی گرفت وسپس چنین محافلی را مفید دانست.

آخرین بخش مراسم به اهدای جوایز تعلق داشت .پس از اهدای جوایز ، ازحضار پذیرایی به عمل آمد.میان برنامه هایی هم که به وسیله کانون تهیه شده بود هرکجا که وقت اقتضا می کرد به نمایش درمی آمد .این مراسم بیش ازدوساعت به طول انجامید.درپایان لازم است ازهمت بلند کسانی که  خاشعانه به چنین اموری دست می زنند وشادابی وطراوت را به سایرین هدیه می کنند ،خداقوت گفت وبرایشان موفقیت وعزت راآرزوکرد.

رئيس سازمان انرژي اتمي تكليف هليله و بندرگاه را...

شوراي عالي امنيت ملي و وزارت كشور تكليف هليله و بندرگاه را مشخص مي‌كنند
         به نقل ازسایت سوک
رئيس سازمان انرژي اتمي در ادامه در خصوص وضعيت دو روستايي كه در شعاع ايمني نيروگاه اتمي بوشهر قرار دارند، ‌گفت كه وضعيت اين دو روستا توسط شوراي عالي امنيت ملي پيگيري مي‌شود، در اين زمينه نيز نامه‌اي براي هيئت دولت ارسال شده تا نسبت به تامين هزينه‌هاي انتقال يا محدودسازي اين دو روستا اقدام كنند.

وي با بيان اينكه بحث انتقال روستاها بر عهده سازمان انرژي اتمي نيست، اظهار داشت: شوراي عالي امنيت ملي و وزارت كشور مسئوليت انتقال روستاها را بر عهده دارند، البته سازمان انرژي اتمي هم اين موضوع را پيگيري مي‌كند ولي متولي اصلي نيست.

معاون رئيس جمهور با ذكر اين نكته كه اميدواريم وضعيت دو روستاي اطراف نيروگاه بوشهر در سفر استاني آينده دولت به صورت نهايي روشن شود، افزود: در حال حاضر بحث تامين اعتبار مطرح است كه اگر تامين اعتبار شود، مشكل به صورت نهايي حل خواهد شد. 

دادخواهی ما مردم هلیله و بندرگاه

[]

دادخواهی ما مردم هلیله و بندرگاه: قبل از راه اندازی نیروگاه، وضعیت مردم هلیله و بندرگاه را سر و سامان دهید   به نقل از نسیم جنوب (۵۹۸)

 

در جاده نیروگاه، نرسیده به سربالایی بعد از تنگک (معروف به پیچ تنگک) تابلو بزرگی قرار دارد که ابتدای « حریم پنج کیلومتری نیروگاه اتمی » را مشخص می کند. همانطور که می دانیم این نیروگاه سوخت گذاری شده است و به گفته مسئولان حداکثر تا دو - سه ماه آینده شروع به کار می کند. اکنون ما به شدت نگران سلامتی خود و خانواده خود ...

دادخواهی ما مردم هلیله و بندرگاه: قبل از راه اندازی نیروگاه، وضعیت مردم هلیله و بندرگاه را سر و سامان دهید

 

دکتر امرالهی ، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران و رئیس گروه مهندسی هسته ای دانشگاه صنعتی امیرکبیر در کتاب خود که درباره انرژی هسته ای و نیروگاه های اتمی است می نویسد : « در شعاع یک کیلومتری اطراف نیروگاه هسته ای نباید منطقه مسکونی وجود داشته باشد٭» .

در جاده نیروگاه، نرسیده به سربالایی بعد از تنگک (معروف به پیچ تنگک)  تابلو بزرگی قرار دارد که ابتدای « حریم پنج کیلومتری نیروگاه اتمی » را مشخص می کند. همانطور که می دانیم این نیروگاه سوخت گذاری شده است و به گفته مسئولان حداکثر تا دو - سه ماه آینده شروع به کار می کند. اکنون ما به شدت نگران سلامتی خود و خانواده خود هستیم ، زیرا همانطور که در ابتدای این مطلب گفته شد طبق استانداردهای جهانی باید فاصله نیروگاه اتمی با اولین منزل مسکونی حداقل یک کیلومتر باشد ( بطور معمول نیروگاه های هسته ای پنج کیلومتر حریم خالی از سکنه دارند) . در حالیکه فاصله ما در روستای هلیله با این نیروگاه تنها شش متر است! یعنی بین ضلع شمالی نیروگاه با خانه های این روستا تنها یک کوچه فاصله است. به عبارت دیگر همه خانه های ما و زن و فرزندان ما در همین محدوده بسیار خطرناک یک کیلومتری قرار دارند.

در رژیم گذشته که یک شرکت آلمانی این نیروگاه را می ساخت قرار بود مردمان روستاهای هلیله و بندرگاه به جایی دیگر منتقل شوند و کل این مناطق به فضای سبز تبدیل شود. بعد از این که روس ها آمدند تا مدتی پیش نیز سخن از جابجایی ما به میان می آمد و حتی روستاهایی مانند چاه تلخ ( چهتل ) و غیره برای اسکان ما مطرح می گردید. البته این امر ( موقتی بودن سکونت ما در این دو روستا ) تا به حال مشکلات و محرومیت های فراوانی را برای ما به وجود آورده است. امروزه با توجه به شروع به کار قریب الوقوع نیروگاه، ما مردمان این دو روستا نگران سلامتی خود و بچه هایمان هستیم. ما از مسئولان کشور می خواهیم که با توجه به حق مسلم حیات و سلامتی برای همه انسان ها ، دست به کاری نزنند که هزاران نفر از همنوعانشان در این دو روستا در معرض تشعشعات اتمی و بیماری های خطرناک و انواع سرطان ها قرار بگیرند. تحقیقات دانشمندان نشان داده است که کودکان و نوزادان در مقابل تشعشات هسته ای هر چند اندک، بسیار ضعیف و آسیب پذیر هستند و در صورت دریافت مقدار کمی اشعه که در محیط ( دستکم یک کیلومتری ) نیروگاه وجود دارد به سرطان تیرویید و سرطان خون و سایر سرطان ها مبتلا می شوند . بی گمان برای حکومتی که مدعی است بر مبنای اسلام و خداپرستی و انسانیت رفتار می کند، سزاوار نیست که دولتش حقوق مسلم شهروندان خود را آنهم در مسأله ای که رعایت نکردنش عواقب وخیمی برای سلامتی و زندگی آنها در پی دارد نادیده بگیرد و یا زیر پا بگذارد. دولت ایران بر مبنای « مهرورزی و انسان دوستی » بیش از صد میلیارد تومان به سیل زدگان پاکستانی کمک نقدی کرد، و بر اساس توصیه مقامات جمهوری اسلامی ، همه ارگان های کشور تا سقف میلیاردها تومان کمک نقدی و جنسی برای این سیل زدگان ارسال کردند ، بی گمان اگر دولت بخواهد می تواند با اختصاص بودجه ای بسیار کمتر از آنچه که به پاکستانی ها داد زندگی ما را از بدترین خطرات نجات دهد.  ما ساکنان هلیله و بندرگاه هرگز باور نمی کنیم که مقامات حکومت اسلامی بخواهند قبل از سر و سامان دادن به وضعیت ما، این نیروگاه را به کار بیندازد . اگر خدای ناکرده چنین امری صورت بگیرد مسلما ظلم بسیار بزرگی در حق ما کرده اند و ما در وهله اول نزد خداوند و در وهله دوم نزد مراجع قانونی شکایت خواهیم کرد.

٭ کتاب « من اورانیوم هستم » ، دکتر رضا امرالهی ، نشر ناقد ، چاپ اول ، تهران ،  1384 ، ص 38

(جمعی از مردم هلیله و بندرگاه)

سرودهمدلی

ســرود هـمـدلــی      به نقل ازانجمن فرهنگی بیشهر

تقدیم به هــم ولایـتـــی های عزیزم

مردم نجیب و پاک نهاد هلیله

بعد بسم الله الرحمان الرحیم

در پناه رب دانای کریم

دارم از جان بهر یاران خوش پیام

حرف نغزی هدیه با عرض سلام

اهل بیشهرند با عز و وقار

یار اسلامند در لیل و نهار

جملگی دیندار و نیکو فطرتند

اهل غیرت مرد عزم و همتند

چار مسجد مأمن آن مؤمنان

هر یکی فردوس بل برتر از آن

(الرسول) آن مسجد عهد قدیم

صحن آن مانند جنات نعیم

بعد از آنش مسجد(امام حسین)

جلوه گاه ذکر رب العالمین

سومینش (جعفر صادق) بود

یادمان آن به حق ناطق بود

چارمینش نام (حاج محمدعلی)

تکیه ذکر حسین ابن علی

***

خاندانها بسته یکدیگرند

 همدل و همسایه همدیگرند

نی که انصاری جدا از موسوی ست

هردو اقوام حسن ابراهیمی ست

با صفوی و خلیلی ، شنبدی

خلیفه و برزگر، حسن احمدی

خواجه ، بردابرد و بردال و برون

بیمکی و برخ و فولادی فزون

با قدیمی ، چاهشوری و برزکار

هم جهانمهر و بهانی ، باغزار

مهدوی ، حقدوست ، شیلانی ، دهاز

مشهدیزاده ، سلیمی ، سرفراز

اکبری و شاهمرادی، گله دار

عامری ، لاری ، غریبی برقرار

شیخ زاده ، شورکی ، دریانژاد

عیمی پور، دریانورد خوش نهاد

ملاکی، البرزی ،فرخ پور هم

یار فرخ بین و راستی پور هم

بردالپور،روشن چراغ،گلزارنیا

مهرانپور،محمدی در انتها

جملگی اندر کنار یکدیگر

دوستدار و خیر خواه همدیگر

جانتان خوش باد ای بیشهریان

جملگی از مرد و زن پیر و جوان

دست اندر دست و دل پر مهر هم

جان به هم بازید یاران بهر هم

هدیه باد این شعر بربیشهریان

نامشان در دهر بادا جاودان

   این ثنا گوی شما عبدالرضاست

گر دعا کردید او را هم سزاست

 

هلیله سرزمین بی همتا

هلیله سرزمین بی همتا

      شبه جزیره بوشهر از شمال به جنوب دارای سه بخش سرزمینی می باشد که به ترتیب از قدیم بوشهر، ریشهر و بیشهر نامیده می شده اند.
      بخش جنوبی یا بیشهر با وضعیت اقلیمی خاص ، دریا ، ماسه زار و دو رشته تپه پلکانی کم ارتفاع که از جنوب سرزمین ریشهر تا انتهای شبه جزیره ادامه دارد ، سرزمین هلیله را تشکیل می دهد.

     منطقه هلیله که سابقا بیشهرنامیده می شده،از سمت شمال به منطقه قدیمی ریشهر(جنوب اراضی سرتل وتنگک هیرونی)، از مشرق به مسیله(شوره زار جنوب شرقی شبه جزیره)، از جنوب به خور هاله ( َشرق بندرگاه فعلی) تا پوزه تی ورت( ti-vart ) غرب بندرگاه ، و از غرب نیز به ساحل خلیج فارس تکیه دارد.
 بخش بیشهر از نظر تاریخی دارای پیشینه ای طولانی بوده که خرابه های تاریخی شهر های هزار مردان ، قلعه گرگین ، دیوانی ، دی گشی، کوه (
kavah) و همچنین مقبره های امامزادگان موجود در این سرزمین (امامزاده جابر،امامزاده سید احمد، امامزاده علی بن حمزه ، امامزاده عباسعلی و مقبره ای معروف به امامزاده حسن ) و نیز تاریخ منقوش بر سنگ های مزار محلی مؤید این مساله می باشد که عمر آبادی هلیله فعلی حداقل به چند دهه قبل از تاریخ حرکت سادات بنی فاطمه از مدینه به سوی ایران ،پس از حضور امام رضا علیه السلام در طوس و به بیش از ۱۰۰۰ سال می رسد.

      هلیله در منطقه شبه جزیره بوشهر نسبت به سایر ولایت های اطراف، سرزمینی سرسبز و حاصلخیز ، دارای آب شیرین برای شرب و کشاورزی، مراتعی علف خیز برای دامپروری و در عین حال بندری مناسب برای ماهی گیری و نهایتا منطقه ای مستعد برای کار و زندگی است.
     هلیله دارای معادن سنگ، گچ ، گل رس بی نظیر و ماسه مرغوب بوده و از بابت مصالح ساختمانی محلی تقزیبا بی نیاز می باشد و تنها سیمان و آهن از بیرون تهیه می شود.
     این محل تا حدود سی سال پیش (قبل ازتصرف اراضی و تخریب باغات و مزارع و تسطیح زمین برای احداث نیروگاه) دارای چندین هزار اصله نخل ، حدود یکصد حلقه چاه آب کشاورزی، بیش از پنجاه بنه انگور محلی خوش ثمر ، پنبه زارهائی مرغوب و همچنین صدها راس دام و هزاران قطعه طیور بود .
گفتنی است بسیاری از خانواده ها از نظر مایحتاج غذائی خودکفا بوده و به تهیه ارزاق از شهر و یا محل دیگرکمترنیاز داشته اند.
ضمنا روستای بندرگاه فعلی نیز که جزِو املاک بیشهر بوده و در نقشه های بین المللی دریانوردی به نام بندرگاه هلیله ثبت است دارای پیشینه ای ۲۰۰ ساله می باشد که اکثر ساکنین آن ( عیال محمد عالی از اقوام خنه سیر) از مهاجرین منطقه تنگستان و برخی دیگر از خانواده های هلیله ای (عیال عبدو، عیال شاه یا سادات صفوی، عیال استاد حسین، عیال بریم، عیال یوسف و …) وچند خانواده مهاجردیگراز سایرمناطق استان می باشند که باتوجه به موقعیت مناسب این نقطه جهت کار صیادی و نگهداری جهازات و لنجهای ماهیگیری ، آنجا را برای سکونت و معیشت اختیار نموده اند.

                        به نقل از انجمن فرهنگی بیشهر

یاد ایام (دهه ی چهل _ سیزده بدر _ ،جنوب شرق هلیله، خزدراز)

ازعکس های دهه ی چهل؛ آرشیو شخصی آقای ع ـ انصاری

 نفرات ازراست : علی حسن ابراهیمی، عبدالعلی بردال، احمد(مشهدی محمود) انصاری،جابربردال،حاج عبدالرضا انصاری،احمدجهانمیر،عبدالله حسن ابراهیمی،عبدالحسین انصاری،سیدمحسن موسوی،

غلامرضا انصاری،عبدالخضر حسن ابراهیمی

مدرسه درهلیله (بیشهر)

ادامه نوشته

دومین دوره ی برگزاری مراسم پاسداشت مقام معلم درهلیله (بیشهر)

ادامه نوشته

شب شعر وشروه به مناسیت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران درهلیله(بیشهر)

ادامه نوشته

روستای هلیله وبیدشهر به نقل ازویکی پدیا

ادامه نوشته

هلیله وبندرگاه دربیراهه ی بلا تکلیفی- نصیرجنوب

ادامه نوشته

 هلیله وبندرگاه - نصیر جنوب

ادامه نوشته

هزارمردان به نقل ازآوای بیشهر

ادامه نوشته

 قصه ی تکرار آرش ( شعر وشروه دربیشهر،هلیله،)

ادامه نوشته

هلیله پیش از استقرار نیروگاه اتمی

ادامه نوشته

گلی گوشو درهلیله (بی شهر)

ادامه نوشته

 ازآداب مردم هلیله (بی شهر) درماه مبارک رمضان

ادامه نوشته

آداب ورسوم درهلیله  ( بازی ها )

ادامه نوشته

  شعر وشعراي هليله (بي شهر)

ادامه نوشته

 كتاب شناسي هليله ( بي شهر )

ادامه نوشته

بزرگداشت مقام معلم درهليله (بي شهر)

ادامه نوشته