شب شعر وشروه به مناسیت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران درهلیله(بیشهر)
مسجد باشرکت گروهی ازمردم هلیله وبندرگاه ، به مناسبت دهه فجر انقلاب برگزار گردید.
حاج عبدالرضا انصاری مراسم راباخواندن دو بیت زیرآغاز کرد:
برخیز تا والفجر بایاران بخوانیم برظلمت شب توسن ایمان برانیم
یارازره آمداینک اینک وقت شادیست گاه امید وعزم بعداز نامرادیست
پس ازآن جواد(حاج احمد) حسن ابراهیمی آیاتی ازقرآن راتلاوت نمود وآقایان سیدمحمدرضا موسوی، خلیل انصاری، صادق انصاری،سیداکبرموسوی وخسروستوده سروده های خویش رادرباره ی انقلاب ،هلیله وبندرگاه خواندند.
دربخشی ارمراسم آقایان علی ستوده وجوادحسن ابراهیمی به شروه خوانی و مداحی پرداختند.
دربین اشعار نماهنگ هایی که درخصوص مراسم تهیه شده بود ،به نمایش درمی آمد.
درخاتمه ی مراسم حضار ازنمایشگاه کتابی که بدین مناسبت برپاشده بود،دیدن نمودند.
درادامه ی مطلب به معرفی اجمالی یکی شعرای مراسم ونمونه هایی ازشعراوپرداخته می شود:
سیداکبرموسوی
نامبرده دانش آموخته ی رشته ی هواشناسی می باشد وازدوستداران ادبیات بومی وملی است. به دوتا ازقطعات شعری ایشان اشاره می شود.
شقایق دررگ ما ریشه دارد شقایق درد در اندیشه دارد
اگر دستی گلابش رابگیرد بجای عطر خون درشیشه دارد
شقایق نقشی ازعشق وجنون است به هر سنگی نشان از تیشه دارد
دراین دشتی که خاک وسنگ وتیشه است صبوری را شقایق پیشه دارد
شقایق چهاربرگی چند روز است درنگ اندکی دربیشه دارد
***********
ذره ذره خودرا بالا می کشیم
دشخوار وسخت
بازوان دردآلود
سرانگشتان زخمی
پنجه درسنگ می بندیم
دندان برصخره می کشیم
ناخن ها می شکند
پاها می خراشد
اما می آییم – سنگ به سنگ صخره به صخره
آن گاه که به قله می رسیم
برخویش می نگریم ناباورانه
وبرپای می ایستیم نا استوار تاپای محکم کنیم
لبخندی بی رنگ برلب هایمان می نشیند
قهقهه می شود
آری به راستی ماتوانستیم
وآنک
کوه ازفریادمان می لرزد
ازاین لذت چشم می بندیم
تایاد یاران بردلمان نقش بندد