تابستان بود که باخبرشدم همایشی باعنوان افسانه (شعرمعاصر) دراواخر مهر دراراک برپا خواهد شد.دودل بودم که شرکت کنم یانه.دروزهای آخر شهریور بنا به خواست یکی از دوستان با دبیرخانه ی همایش تماس گرفتم ودرخواستم را مطرح نمودم .چون مقاله ای ارسال نکرده بودم باید بااجازه ی قبلی ثبت نام می کردم.
درسوم مهرپس ازواریزهزینه ی شرکت درهمایش،به صورت اینترنتی ثبت نام شدم وچند روزپس آن اراکی ها تماس گرفتند واعلام وصول کردند .به دوستان که حال هشت نفر شده بودیم،اطلاع دادم ودونفر ازدوستان زحمت تهیه ی وسیله را برعهده گرفتند.اول قرار شده بود بامینی بوسی که سازمان دراختیارمان می گذارد برویم ودوروز قبل از حرکت موافقت شده بود که برایمان بلیت هواپیما بگیرند.(خداخیرشان بدهد)
چهارنفرازبوشهر،یک نفر ازدیر،یک نفرازبرازجان ودونفر از آبپخش ،جمع مارا تشکیل می داد.۴۰/۷دقیقه ی صبح سه شنبه ۲۷مهر درفرودگاه بودیم .هواپیما خوشبختانه بدون تأخیر درساعت حدود۹ازباند جداشد وپس از ۷۰دقیقه درمهرآباد به زمین نشست.
تاخود را به محل اتوبوس های واحد رساندیم وازآنجا به خیابان آزادی برای تهیه ی بلیت قطار؛عقربه های ساعت ،به۱۱رسیده بودند. وقتی دوستان پیشنهاد رفتن به اراک را باقطار مطرح کردند ،هیچ کس بدش نیامد.تابه ایستگاه راه آهن برسیم ساعت ازنیمه گذشته بود ونتوانستیم ناهارمان را بخوریم.تاقطار براه بیفتد فرصتی دست داد تانماز مان رابخوانیم.
ساعت ۱۵/۱۳اعلام کردندکه مسافران تهران ،خرمشهربرای سوارشدن به ایستگاه ۱۰مراجعه کنند .چندشهردیگر نیز اسم بردند،اراک هم درمیان آن ها بود.
دربین راه باشل وسفت کن های خویش کم کم ازحال وهوای رکاب گرفتن ازاین غول آهنین به درآمدیم ودانستیم باوجود ویزگی ها ،ملالت آور است.چندجایی توفف کرد ودرایستگاهی تاحدود نیم ساعتی ماند به طوری که به تکاپوافتادیم قضیه ازچه قرار است ،گفتند یکی دیگر ازروبه رو می آید باید بگذرد.
اوائل شب (۴۵/۶)به اراک رسیدیم.تابه تربیت معلم باهنر برسیم بیست دقیقه ای درراه بودیم.راننده درست نشانی را نمی یافت .(شهرک قائم،تربیت معلم باهنر) فضای بزرگی داشت .چنددانشجو مسئول پذیرش بودند.ارتباط خوبی باما برقرار کردند وهمین خستگی را تا حدودی برطرف کرد.پس ار پذیرش شدن اتاقی را دراختیارمان گذاشتند ودقایقی پس از استقرار،برای شام به غذاخوری رفتیم.پسازشام وبرگشتن به اتاق ،گفتگوهای ادبی بالا گرفت وحین تماشای فوتبالی که پخش می شد،بحث هاادامه می یافت.
اولین روز همایش درساعت۳۰/۸صبح باتلاوت آیاتی از قرآن آغاز شد.وظبق معمول تاساعت ۱۱به سخنرانی های جانبی گذشت.اولین سخرانی تخصصی را دکتر کاوس حسن لی با عنوان (نسبت ما با نیما)انجام دادند.پس ازایشان نوبت به اراائه ی مقالات رسید.دکتر سیدعلیرضا حجازی به (بررسی پیدایش وتکامل شعر نوفارسی)پرداختند.دکتر علی اضغرارجی باارائه ی مقاله ی خویش باعنوان (الگوی قصه درشعر نیماباتحلیلی برشعر کار شب پا) به اولین بخش همایش خاتمه دادند.درپایان اراائه ی مقالات به حاضران فرصت داده می شد تاپرسش های خویش را مطرح نمایندوارائه کنندگان هم به آن ها پاسخ می دادند.به علت کمی وقت ارائه ی مقالات به خوبی انجام نمی شد.
پس از خروج ازسالن وصرف ناهاروبرگزاری نمازودقایقی استراخت،درساعت ۳۰/۲دقیقه به محل همایش برگشتیم.فضا خسته کننده شده بود واین هم ناشی می شدازطولانی شدن مراسم صبح.
اولین مقاله با عنوان (کاوش در جستجوی رشته های طلایی ازایران باستان تانیما)توسط دکتر سبزیان پور بود .کمترین تناسب را باعنوان همایش داشت وحتی زمزمه هایی را درسالن ایجاد کردکه چرا چنین مطلبی انتخاب شده است.دکترخواجات بامطلبی تحت عنوان (رمانتیسیم ایرانی شعرگفتاروشعر پسانیمایی)ارائه دادند.مقاله ای به وسیله ی دکتر علی سلیمی باعنوان (تعهدانسانی واجتماعی درشعر معاصر)خوانده شد.معضل اصلی بعدازظهر کمبود زمان ارائه ی مقالات بود.آخرین مطلب ارائه شده دربخش اول،(خوانشی نقادانه ازاشعار هیوا مسیح برمبنای نظریات نشانه شناسی )به وسیله ی آقای مسعودکشاورز بود.صمدیان هنرمند نقال اراکی پایان بخش این بخش ازمراسم بود که باهنرمندی خویش بخشی ارعهدعتیق درخصوص به آتش انداختن حضرت ابراهیم به وسیله ی نمرود بود که موردتوجه حضار قرار گرفت وبه دنبال آن قطعه ای از شاهنامه را به اجرا درآورد. پس ازآن به طور موقت تعطیل شده ومدعووین برای تکاندن خستگی ازخویش وتازه شدن به سالن پذیرایی رهنمون شدند.
دربخش پایانی چهارشنبه این مقالات ارائه شد:نقدمعیارهای ارزیابی سیستم فرمال درشعرمعاصر- آقای دکترمحمدخسروی شکیب،ردپای گونه های بدیع طنز درشعرشاعران انقلاب وپایداری-دکترمحمدرضاعابدی،جریان شناسی وتحلیل موضوعات ومحورهای شعرانقلاب اسلامی-خانم اسناسوزنده،تحلیل منظومه ی آرش کمانگیر سیاوش کسرایی براساس بن مایه ی امید-آقای دکتر عبدالله طلوعی آذر.
بعدازظهر برای تهیه ی بلیت اتوبوس بادوستان سری به دفاتر فروش بلیت زدیم ،اماتصمیم گرفتیم پنج شنبه شب به پایانه برویم وهمان جا بلیت تهیه کنیم . به بازار سرپوشیده رفتیم ولی به علت کمی وقت نتوانستیم تمامی ان جا راببینیم ودریکی از بازارهای فرعی آن خریدکی انجام دادیم راهی ایستگاه اتوبوس شدیم.غبطه ی اجناس ومیوه هایی را می خوردیم که بهایی مناسب داشتند ومادربوشهر مجبوریم با قیمت گزاف تر بخریم.پرسان پرسان خودرا به ایستگاه رساندیم وبرخلاف مسیرآمدن ،اتوبوس ازسرعت بیشتری برخوردار بود وسریع تر به مرکز باهنر رسیدیم.می دانستیم که شب شعر درپیش است ولی ازمکان آن را باخبرنبودیم .آخرین نفراتی بودیم که از غذاخوری بیرون آمدیم.
برای رفتن به مجتمع فرهنگی هتل امیرکبیرچندبار صدا زدند وقتی که به محل رفتن رسیدیم ،تقریبا روندگان رفته بودند وبه جز چندنفری که ماهم جزو آن ها بودیم کسی نبود .سوار مینی بوسی شدیم وبه اتفاق بقیه که ازا چنداتومبیل آزانس استفاده می کردند،به محل رفتیم.
مکان درحاشیه ی شهر قرار داشت ودرجای بلندی بنا شده بود .هوا خوب شده بود کمی احساس سردی می کردیم.وارد سالن شدیم چهار ردیف مانده به سن جایمان شد. برنامه زیبایی بود وحضار دل نمی کندند.تاحدود ساعت یک بامداد آن جا بودیم.اشعار متنوعی خوانده شد.یک گروه موسیقی به گرمای سالن رونق دیگری بخشیده بود.چندین بار مسئولین برگزاری ازمسولین هتل تشکر نمودند.دربین خواندن اشعار فرصتی برای پذیرایی داده شد ولی به علت شلوغی وتنگی جا بعضی ها جایشان را ترک نکردند.
یکی ازهمراهانمان شعرطنز ی قرائت کردکه مورد توجه حضار قرارگرفت. ازنکات جالب توجه حضور جوانان اراکی بود که باشوق اشعارشان رامی خواندند.آخرین شعر رادکتر حسن لی خواند.درون مایه ای ظنز داشت وباوجود خستگی حاضرا ن بشدت مورد تشویق قرار گرقت.(حال استاد ادبیاتی بود که هرکس به تناسب شغل وحرفه اش از سواد اویاری می خواست).تابه تربیت معلم برسیم وبه استراحت بپردازیم حدود دوبامدادبود.
شب شعرکارخودش را کرده بود.خستگی فراگیرشده بود.نفرات کمی دربخش اول درسالن دیده می شدند.مسئولین سعی داشتندچهره ی شادتری به فضا ببخشند.مقالاتی بااین عناوین دراین بخش ارائه شد:شعرگفتاروشعرپسانیمایی ازدکترقهرمان شیری ـ بررسی گونه های برجسته سازی درشعر سپهری ازمهدی دهرامی- آن جویبارسبز(نقد وبررسی وتحلیل زندگی وشعر هراتی) سلیمان زادعباس- فضاسازی زبانی درشعرامروز ازدکترمحمدرضاروزبه،سخنران ویزه ی همایش.
به استراحتی کوتاه،دعوت شدیم.درساعت۳۰/۱۰گروه موسیقی صهبا باکوک سازهای خویش گرمی را به سالن هدیه کردند.آخرین بخش همایش گزارش آقای کمالی نهادرئیس همایش بود که چگونگی ماوقع را بیان داشت وجوایزی به رسم یادبود به چند نفر از ارائه کنندگان مقالات اهداگردید.
برای بعدازظهرکسانی که ماندگار بودند بازدید ازمحلات ،مکان گل استان مرکزی ،وآتشکده ی روستای آتشکوه وسرچشمه ،محلی تفریحی دربلندای محلات ، پیش بینی شده بود.
ساعت سه حرکت کردیم .برخلاف سایرین دلواپس برگشت هم بودیم.ازاستان های مرکزی ،خراسان،کردستان،کرمانشاه،خوزستان،ایلام ،آذربایجان وبوشهر دردواتوبوس افرادی را می دیدی. ازهمه پرجنب وجوش تر بچه های انجمن حافظ خراسان بودند.تابرگشتیم جدود۱۰شب بود .وسایلمان را جمع وجور کردیم وپس از خداحافظی وتشکر ازمیزبانان،ساعت ۱۱درپایانه ی اراک بودیم.نتوانستیم بلیت تهیه کنیم.به ورودی پایانه برگشتیم وسوار اتوبوسی که درآن جا توقف کرده بود وصدای تهرات ،تهرانش درآن ساعت ازشب ،خواب را ازچشم ها می ربود، شدیم.
ساعت نزدیکی های چهار بود که قبل از میدان آزادی توقف کرد وازآن پیاده شدیم وپس ازصبحت کردن باچندراننده که درآن وقت بدشان نمی آمد تیغمان بزنند سرانجام با دوماشین راهی مهرآباد شدیم.تاپرواز هنوززمان زیادی داشتیم .اتوبوس خسته مان کرده بود آبی به سرورویمان زدیم .برای رفتن به بخش پایانی ازچندسالن گذشتیم.دقایقی درجایی که گیرآورده بودیم نشستیم تاآذان گفته شد.نمازمان را به جای آوردیم وربع ساعتی به پرواز مانده راهی هواپیماشدیم.خوشبختانه تأخیری درکار نبود وتقریبا رإس زمان مقرر به سوی بوشهر پرواز کردودرساعت ۲۰/۷درفرودگاه بوشهر بودیم.