گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست...

درپیامک آمده بود یکشنبه 4/26،ساعت 21/15،سالن اجنماعات مسجدالرسول هلیله،جشن میلادماه تمام.

دوسه باری می شد که باخبرشده بودم ولی به دلایلی نتوانسته بودم شرکت کنم ؛گفتم به یاری خدا این بار تمام سعی ام برشرکت دراین مجلس خواهدبود.به همراهم خبردادم که بعدازنماز حرکت می کنیم.تاراهی شدیم ساعت 9بود. هواهم چندان شفاف نبود وغباری رقیق مسیر را پوشانده بود. 9/20ماشین را درمیدان روبه روی سالن اجتماعات پارک کردم.چندتا ماشین دیگر هم پارک شده بود.بادیدن آن ها وصدای تاری که ازداخل سالن شنیده می شد گفتم حتما مراسم آغاز شده؛ ولی وارد سالن که شدیم ،چندنفری بیش ندیدیم.به بنر سالن نگاه کردم دیدم ساعت21/30نوشته شده است.کمی آرام گرفتم.هوای سالن گرم بود زیرافضابزرگ وکولرها کشش نداشتند.

تامراسم آغاز شد،ساعت از 10گذشته بود.آقای ابوالقاسم انصاری برای شروع مراسم آیاتی را ازقرآن تلاوت نمود وپس ازپخش سرود ملی کشور،حاجی انصاری،مسئول محترم کانون رسما آغازمراسم را اعلام نمود .اولین کسی که برای خواندن شعردعوت شد ،آقای مظفری بود وپس ازایشان آقایان ،تمهید،شجاع،قربانی،نگارنده واکبرموسوی برای اجرای خویش فراخوانده شدند.بعضی ازنامبردگان چاشنی اشعارشان ،محلی سروده های خویش را هم ارائه کردند که مورد توجه حضارقرار گرفت.

گروه موسیقی آوای بیشهر هم درچند نوبت به هنر نمایی پرداخت وتوانمندی های خویش را به سمع ونظر شرکت کنندگان رساندندکه مورد توجه تماشاگران قرار گرفت.مسئول کانون ازآن ها تشکر کرد ودرپایان مراسم ،آقای سیدبزرگ صفوی به نمایندگی ازسایراعضا مورد تقدیر قرار گرفت.

به خاطر استقبالی که به عمل آمده بود ،سالن هم شلوغ بود وهم گرم.بااین وجود بیشتر حضار تاپایان مراسم ماندندوهمه چیز را تحمل کردند.باید به چنین جمعیتی ودست اندرکاران چنین برنامه هایی دوصدآفرین گرفت ودست مریزاد عرض کرد.خداونددست وبازووفکرشان را توانمندترسازد.

آخرین نفری که ازاودعوت به عمل آمد ،آقای عبدالمحمد(مهدی) انصاری ،هنرمنددیاربیشهر(هلیله)بود که برای تقدیر مجددبه خاطر کارهای هنری که ایشان انجام داده وازطرف استانداری وارشاد مورد تقدیرقرار گرفته،بود.نامبرده سخنان خود را با گلایه ازکانون به خاطراین که چرا تاحال اقدامی برای چاپ آثار شعرای هلیله انجام نداده، آغاز کرد وادامه داد،جاهایی خیلی کوچکتر ازاینجا ،دست به چنین کارهایی می زنندوانتظار هست که از دیگران عقب نمانیم. (امیدداریم که این خواسته،هرچه زودتر به اجرادرآید).

برنامه باپذیرایی از حضار حدود ساعت 12شب به اتمام رسید. باامیدداشتن به انجام هرچه پربارتر برگزارشدن برنامه های آینده ،یادداشتم را به پایان می رسانم.

کفتم که خدا مراحیاتی بفرست     طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که بازمزمه ی یامهدی         نزد گل نرگس صلواتی بفرست

شوش رادیدم،


ادامه نوشته

هجدهم اسفند،روزبوشهر،مشاعره ی دانش آموزی

ای همه هستی زتوپیداشده             خاک ضعیف ازتوتواناشده

هجده  اسفند،روزبوشهر،دبیرستان شریعتی،مشاعره ی دانش آموزی

به مناسبت 18اسفند دردبیرستان شریعتی بوشهر رقابتی فرهنگی باعنوان مشاعره برگزارگردید.دراین رقابت دبیرستان های شریعتی، نمونه ی امام خمینی،دانشگاه خلیج فارس ومدارس راهنمایی شهیدبهشتی ونمونه ی راهنمایی جوادالائمه شرکت داشتند.

ازهفته ی گذشته که آقای احمدی دبیرشریعتی برای انجام رقابت یاری طلبیده بود،درفکربودم که راهنمایی ها را شرکت بدهیم یانه ؛وقتی آقای زارعی قرارشددانش آموزان راهنمایی شهید بهشتی راباخود به مکان برگزاری بیاورد،ازبچه ها خواستم خودرا آماده نمایند.

ساعت30 /10دقیقه به شریعتی رسیدیم.مراسم آغاز شده بود .پس ازتلاوت قرآن وارد سالن شدیم.جهت اجرای رقابت به آقای زارعی پیوستم.مربی پرورشی دبیرستان خیرمقدمی گفت وبچه ها رابرای شرکت درچنین مسابقاتی ترغیب نمود .پس ازایشان آقای زارع مدیرشریعتی دراعتبارشعروشاعری ورقابت های مشاعره نکاتی رابیان داشتند.

باقرعه کشی میان مدارس شرکت کننده،سالن شکل جدی تر به خود گرفت.آقای احمدی تذکراتی برای برگزاری بهتر رقابت مطرح نمودند.نگارنده وآقای زارعی برخی نکات فنی که بایدشرکت کنندگان رعایت می کردند مطرح نمودندوسه گروه ازمدارس برای شروع درجاهای خویش قرار گرفتند.

گروه اوّل را راهنمایی شهید بهشتی،دبیرستان دانشگاه ونمونه ی امام تشکیل می دادند.بچه های شیفت صبح دبیرستان وتعدادی ازهمکاران وسرگروه ادبیات متوسطه ی شهرستان بوشهر ازجمله ی حاضران درسالن بودند. شور وشوق خوبی برسالن حکمفرمابوداما ناله های دردناک میکروفن ها وبلند گوها فضای دیگری  ساخته بودند.

دراین گروه باوجود شرکت کنندگان خوبی که ازدبیرستان ها حضور داشتند؛بچه های راهنمایی شهیدبهشتی رقابت تنگاتنگی را باسایرین داشتند وهرگز اجازه ندادندکه دیگران آن ها به خردی بنگرند؛به طوری که دردوره های 14یا15بود که سایرین راتنها گذاشتند..دراین گروه بچه های دبیرستان دانشگاه ازدوگروه دیگرپیشی گرفتند.

تاپیش ازآغاز رقابت دوگروه دیگر  ،دهقانی ازدانش آموزان شریعتی که سال پبش مقام برتر شعرشهرستانی راازآن خویش کرده بود، برای خواندن یکی از اشعارش فراخوانده شد.شعری را درمدح امام زمان(عج) قرائت نمود.پس ازنامبرده ،فخاریان ازدانش آموزان دبیرستان امام،شعربلند آرش کمانگیر(کسرایی) را ازحفظ قرائت نمود که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفت.

راهنمایی جوادالائمه وشریعتی رقابت خویش را درگروه دوم باگرمی آغاز نمودند.درهمان ابتدا بچه های راهنمایی بااستفاده ازحروفی خاص، نشان دادند که حریف دست وپا شکسته ای نیستند.درپایان رقابت مشاهده شد که بچه های دبیرستان نمی توانندازعهده ی آنان برآیند وسرانجام رقابت را واگذار نمودند.

بیشتر بچه های شرکت کننده ی دبیرستان ازدانش آموزان سابق راهنمایی جوادالائمه بودند. درپایان جوایزی که به همین مناسبت تهیه شده  وعبارت بود ازیکسری کتاب هایی درخصوص شناخت بیشترفرهنگ بوشهربه تمامی رقابت کنندگان اهدا گردید.

به امید برگزاری بیشتر رقابت های فرهنگی درجهت شناساندن فرهنگ این مرز وبوم به کسانی که تشنه ی دانستن داشته های فرهنگی خویش می باشند.

افسانه

تابستان بود که باخبرشدم همایشی باعنوان افسانه (شعرمعاصر) دراواخر مهر دراراک برپا خواهد شد.دودل بودم که شرکت کنم یانه.دروزهای آخر شهریور بنا به خواست یکی از دوستان با دبیرخانه ی همایش تماس گرفتم ودرخواستم را مطرح نمودم .چون مقاله ای ارسال نکرده بودم باید بااجازه ی قبلی ثبت نام می کردم.

درسوم مهرپس ازواریزهزینه ی شرکت درهمایش،به صورت اینترنتی ثبت نام شدم وچند روزپس آن اراکی ها تماس گرفتند واعلام وصول کردند .به دوستان که حال هشت نفر شده بودیم،اطلاع دادم ودونفر ازدوستان زحمت تهیه ی وسیله را برعهده گرفتند.اول قرار شده بود بامینی بوسی که سازمان دراختیارمان می گذارد برویم ودوروز قبل از حرکت موافقت شده بود که برایمان بلیت هواپیما بگیرند.(خداخیرشان بدهد)

چهارنفرازبوشهر،یک نفر ازدیر،یک نفرازبرازجان ودونفر از آبپخش ،جمع مارا تشکیل می داد.۴۰/۷دقیقه ی صبح سه شنبه ۲۷مهر درفرودگاه بودیم .هواپیما خوشبختانه بدون تأخیر درساعت حدود۹ازباند جداشد وپس از ۷۰دقیقه درمهرآباد به زمین نشست.

تاخود را به محل اتوبوس های واحد رساندیم وازآنجا به خیابان آزادی برای تهیه ی بلیت قطار؛عقربه های ساعت ،به۱۱رسیده بودند. وقتی دوستان پیشنهاد رفتن به اراک را باقطار مطرح کردند ،هیچ کس بدش نیامد.تابه ایستگاه راه آهن برسیم ساعت ازنیمه گذشته بود ونتوانستیم ناهارمان را بخوریم.تاقطار براه بیفتد فرصتی دست داد تانماز مان رابخوانیم.

ساعت ۱۵/۱۳اعلام کردندکه مسافران تهران ،خرمشهربرای سوارشدن به ایستگاه ۱۰مراجعه کنند .چندشهردیگر نیز اسم بردند،اراک هم درمیان آن ها بود.

دربین راه باشل وسفت کن های خویش کم کم ازحال وهوای رکاب گرفتن ازاین غول آهنین به درآمدیم ودانستیم باوجود ویزگی ها ،ملالت آور است.چندجایی توفف کرد ودرایستگاهی تاحدود نیم ساعتی ماند به طوری که به تکاپوافتادیم قضیه ازچه قرار است ،گفتند یکی دیگر ازروبه رو می آید باید بگذرد.

اوائل شب (۴۵/۶)به اراک رسیدیم.تابه تربیت معلم باهنر برسیم بیست  دقیقه ای درراه بودیم.راننده درست نشانی را نمی یافت .(شهرک قائم،تربیت معلم باهنر) فضای بزرگی داشت .چنددانشجو مسئول پذیرش بودند.ارتباط خوبی باما برقرار کردند وهمین خستگی را تا حدودی برطرف کرد.پس ار پذیرش شدن اتاقی را دراختیارمان گذاشتند ودقایقی پس از استقرار،برای شام به غذاخوری رفتیم.پسازشام وبرگشتن به اتاق ،گفتگوهای ادبی بالا گرفت وحین تماشای فوتبالی که پخش می شد،بحث هاادامه می یافت.

اولین روز همایش درساعت۳۰/۸صبح باتلاوت آیاتی از قرآن آغاز شد.وظبق معمول تاساعت ۱۱به سخنرانی های جانبی گذشت.اولین سخرانی تخصصی را دکتر کاوس حسن لی با عنوان (نسبت ما با نیما)انجام دادند.پس ازایشان نوبت به اراائه ی مقالات رسید.دکتر سیدعلیرضا حجازی به (بررسی پیدایش وتکامل شعر نوفارسی)پرداختند.دکتر علی اضغرارجی باارائه ی مقاله ی خویش باعنوان (الگوی قصه درشعر نیماباتحلیلی برشعر کار شب پا) به اولین بخش همایش خاتمه دادند.درپایان اراائه ی مقالات به حاضران فرصت داده می شد تاپرسش های خویش را مطرح نمایندوارائه کنندگان هم به آن ها پاسخ می دادند.به علت کمی وقت ارائه ی مقالات به خوبی انجام نمی شد.

پس از خروج ازسالن وصرف ناهاروبرگزاری نمازودقایقی استراخت،درساعت ۳۰/۲دقیقه به محل همایش برگشتیم.فضا خسته کننده شده بود واین هم ناشی می شدازطولانی شدن مراسم صبح.

اولین مقاله با عنوان (کاوش در جستجوی رشته های طلایی ازایران باستان تانیما)توسط دکتر سبزیان پور بود .کمترین تناسب را باعنوان همایش داشت وحتی زمزمه هایی را درسالن ایجاد کردکه چرا چنین مطلبی انتخاب شده است.دکترخواجات بامطلبی تحت عنوان (رمانتیسیم ایرانی شعرگفتاروشعر پسانیمایی)ارائه دادند.مقاله ای به وسیله ی دکتر علی سلیمی باعنوان (تعهدانسانی واجتماعی درشعر معاصر)خوانده شد.معضل اصلی بعدازظهر کمبود زمان ارائه ی مقالات بود.آخرین مطلب ارائه شده دربخش اول،(خوانشی نقادانه ازاشعار هیوا مسیح برمبنای نظریات نشانه شناسی )به وسیله ی آقای مسعودکشاورز بود.صمدیان هنرمند نقال اراکی پایان بخش این بخش ازمراسم بود که باهنرمندی خویش بخشی ارعهدعتیق درخصوص به آتش انداختن حضرت ابراهیم به وسیله ی نمرود بود که موردتوجه حضار قرار گرفت وبه دنبال آن قطعه ای از شاهنامه را به اجرا درآورد. پس ازآن به طور موقت تعطیل شده ومدعووین برای تکاندن خستگی ازخویش وتازه شدن به سالن پذیرایی رهنمون شدند.

دربخش پایانی چهارشنبه این مقالات ارائه شد:نقدمعیارهای ارزیابی سیستم فرمال درشعرمعاصر- آقای دکترمحمدخسروی شکیب،ردپای گونه های بدیع طنز درشعرشاعران انقلاب وپایداری-دکترمحمدرضاعابدی،جریان شناسی وتحلیل موضوعات ومحورهای شعرانقلاب اسلامی-خانم اسناسوزنده،تحلیل منظومه ی آرش کمانگیر سیاوش کسرایی براساس بن مایه ی امید-آقای دکتر عبدالله طلوعی آذر.

بعدازظهر برای تهیه ی بلیت اتوبوس بادوستان سری به دفاتر فروش بلیت زدیم ،اماتصمیم گرفتیم پنج شنبه شب به پایانه برویم وهمان جا بلیت تهیه کنیم . به بازار سرپوشیده رفتیم ولی به علت کمی وقت نتوانستیم تمامی ان جا راببینیم ودریکی از بازارهای فرعی آن خریدکی انجام دادیم راهی ایستگاه اتوبوس شدیم.غبطه ی اجناس ومیوه هایی را می خوردیم که بهایی مناسب داشتند ومادربوشهر مجبوریم با قیمت گزاف تر بخریم.پرسان پرسان خودرا به ایستگاه رساندیم وبرخلاف مسیرآمدن ،اتوبوس ازسرعت بیشتری برخوردار بود وسریع تر به مرکز باهنر رسیدیم.می دانستیم که  شب شعر درپیش است ولی ازمکان آن را باخبرنبودیم .آخرین نفراتی بودیم که از غذاخوری بیرون آمدیم.

برای رفتن به مجتمع فرهنگی هتل امیرکبیرچندبار صدا زدند وقتی که به محل رفتن رسیدیم ،تقریبا روندگان رفته بودند وبه جز چندنفری که ماهم جزو آن ها بودیم کسی نبود .سوار مینی بوسی شدیم وبه اتفاق بقیه که ازا چنداتومبیل آزانس استفاده می کردند،به محل رفتیم.

مکان درحاشیه ی شهر قرار داشت ودرجای بلندی بنا شده بود .هوا خوب شده بود کمی احساس سردی می کردیم.وارد سالن شدیم چهار ردیف مانده به سن جایمان شد. برنامه زیبایی بود وحضار دل نمی کندند.تاحدود ساعت یک بامداد آن جا بودیم.اشعار متنوعی خوانده شد.یک گروه موسیقی به گرمای سالن رونق دیگری بخشیده بود.چندین بار مسئولین برگزاری ازمسولین هتل تشکر نمودند.دربین خواندن اشعار فرصتی برای پذیرایی داده شد ولی به علت شلوغی وتنگی جا بعضی ها جایشان را ترک نکردند.   

یکی ازهمراهانمان شعرطنز ی قرائت کردکه مورد توجه حضار قرارگرفت. ازنکات جالب توجه حضور جوانان اراکی بود که باشوق اشعارشان رامی خواندند.آخرین شعر رادکتر حسن لی خواند.درون مایه ای ظنز داشت وباوجود خستگی حاضرا ن بشدت مورد تشویق قرار گرقت.(حال استاد ادبیاتی بود که هرکس به تناسب شغل وحرفه اش از سواد اویاری می خواست).تابه تربیت معلم برسیم وبه استراحت بپردازیم حدود دوبامدادبود.

شب شعرکارخودش را کرده بود.خستگی فراگیرشده بود.نفرات کمی دربخش اول درسالن دیده می شدند.مسئولین سعی داشتندچهره ی شادتری  به فضا ببخشند.مقالاتی بااین عناوین دراین بخش ارائه شد:شعرگفتاروشعرپسانیمایی ازدکترقهرمان شیری ـ بررسی گونه های برجسته سازی درشعر سپهری ازمهدی دهرامی- آن جویبارسبز(نقد وبررسی وتحلیل زندگی وشعر هراتی) سلیمان زادعباس- فضاسازی زبانی درشعرامروز ازدکترمحمدرضاروزبه،سخنران ویزه ی همایش.

به استراحتی کوتاه،دعوت شدیم.درساعت۳۰/۱۰گروه موسیقی صهبا باکوک سازهای خویش گرمی را به سالن هدیه کردند.آخرین بخش همایش گزارش آقای کمالی نهادرئیس همایش بود که چگونگی ماوقع را بیان داشت وجوایزی به رسم یادبود به چند نفر از ارائه کنندگان مقالات اهداگردید.

برای بعدازظهرکسانی که ماندگار بودند بازدید ازمحلات ،مکان گل استان مرکزی ،وآتشکده ی روستای آتشکوه وسرچشمه ،محلی تفریحی دربلندای محلات ، پیش بینی شده بود.

ساعت سه حرکت کردیم .برخلاف سایرین دلواپس برگشت هم بودیم.ازاستان های مرکزی ،خراسان،کردستان،کرمانشاه،خوزستان،ایلام ،آذربایجان وبوشهر دردواتوبوس افرادی را می دیدی. ازهمه  پرجنب وجوش تر بچه های انجمن حافظ خراسان بودند.تابرگشتیم جدود۱۰شب بود .وسایلمان را جمع وجور کردیم وپس از خداحافظی وتشکر ازمیزبانان،ساعت ۱۱درپایانه ی اراک بودیم.نتوانستیم بلیت تهیه کنیم.به ورودی پایانه برگشتیم وسوار اتوبوسی که درآن جا توقف کرده بود وصدای تهرات ،تهرانش درآن ساعت ازشب ،خواب را ازچشم ها می ربود، شدیم.

ساعت نزدیکی های چهار بود که قبل از میدان آزادی توقف کرد وازآن پیاده شدیم وپس ازصبحت کردن باچندراننده که درآن وقت بدشان نمی آمد تیغمان بزنند سرانجام با دوماشین راهی مهرآباد شدیم.تاپرواز هنوززمان زیادی داشتیم .اتوبوس خسته مان کرده بود آبی به سرورویمان زدیم .برای رفتن به بخش پایانی ازچندسالن گذشتیم.دقایقی درجایی که گیرآورده بودیم نشستیم تاآذان گفته شد.نمازمان را به جای آوردیم وربع ساعتی به پرواز مانده راهی هواپیماشدیم.خوشبختانه تأخیری درکار نبود وتقریبا رإس زمان مقرر به سوی بوشهر پرواز کردودرساعت ۲۰/۷درفرودگاه بوشهر بودیم.

  پنجمین مشاعره ی رضوی ،بوشهر مهر89

پنجمین مشاعره ی رضوی

ازچندروزقبل می دانستم که این دوره در22مهر برگزار می شود.چندبار درکلاس ها به دانش آموزان گفتم ونیمه های مهر که تنی چند ازبچه های دبیرستان به مدرسه آمدند تأییدکردند .صبح پنجشنبه تصمیم داشتم زودبه سالن مجتمع فرهنگی بروم ولی پیش آمدی ناخواسته رفتنم را به تأخیر انداخت .ساعت 30/10درسالن بودم .نمایشگاهی درطبقه ی همکف باعنوان رضوی برپا بود.نگاهی گذرا انداختم وچندتا عکس گرفتم. ازپله ها بالا رفتم ،گروهی به خاطر کمبود جاخارج ازسالن  روبروی تلویزیونی که مراسم را نشان می داد جمع شده بودند ومراسم را تماشا می کردند.وارد سالن شدم شلوغ بود .هرجا که می شد نشست ،پر بود کنار دیوار لحظاتی ایستادم.گروهی که بیشتر دانش آموز بودند وازشهرهای اطراف آمده بودند بااشاره ی دست مسئولشان ازجای بلند شدند وهمین فرصتی شد تاجایی برای نشستن بیابم.

هنوزمراسم اصلی شروع نشده بود.به اطراف نگاهی انداختم  کمتر آشنا دیدم.استاندار وسایر مسئلین کتابی را که به عنوان کتاب سال رضوی انتخاب شده بود ،رونمایی کردند.عنوان آن (جغرافیای هجرت امام رضا از مدینه تا مرو ،تألیف دکترجلیل عرفان منش)بود. این نویسنده مراسم را باسخنانش درخصوص معرفی اثر خویش آغاز کرد ولی سالن شلوغ بود وکمتر متوجه ی صحبت هایش شدیم.

چاوش خوانان باصداهای گرمشان  آغاز برنامه را اعلام کردند.پس ازاین اجرا،مسئول مشاعره درسخنانی کوتاه ،تعدادکل را75نفراعلام کرد وگفت درروزپیش ازبین آن ها 30نفربه بخش اصلی راه یافته اند.اسامی داوران برای این که درجای خویش قرار بگیرند خوانده شد.آقایان دارند،هوشمند ورئیسی درامر قضاوت به دکتر آذر کمک می کردند.

اولین گروه که ازخانم ها بودند درجای مخصوص قرار گرفتند ودکتر آذرمؤلف کتاب(سه جلدی خورشید خراسان) برای این که تماشاگران هم ازنحوه ی مسابقه آشنا شوند،توضیحاتی مطرح کرد.وبابیتی که خواندرقابت شروع شد.رقابتی بسیار دیدنی وتنگاتنگ بود .هرکدام ازشرکت کنندگان سعی داشت خویش را به دیگران تحمیل کند.تماشاگران هم با تشوق های گاه وبیگاه و خویش به گرمی مسابقه می افزودند.

به خاطر برگزاری مداوم مشاعره حتی بینندگان هم حرفه ای تر دوره های پیشین بودند .این را ازهم خوانی سالن نشینان بارقابت کنندگان می شد تشخیص داد.بعدازحدود40دقیقه رقابت ،ازاین گروه برنده ی نهایی سال پیش از ایلام انتخاب گردید.باوجود آمادگی سایرین،این شرکت کننده همه را تحت تأثیر قرار داده بود.اشک ها ولبخندها را می شد به وضوح مشاهده کرد وهمین باعث زیبایی کار مشاعره شده بود.

درگروه دوم سه تا ازخانم ها ودوتا ازآقایان حضور داشتند.ازهنر نمایی دکتر آذر نیز نمی توان به سادگی عبور کرد هرجا که لازم می دیدوارد می شد وتوضیحات ضرور را بیان می کرد.گروه پربرخوردی بود .چندجا صدای تماشگران راهم درآورد وداوران به خوبی نقش خویش را اجرا می کردند.درنهایت باز یکی ازخانم ها بود که گوی سبقت را ازسایرین ربود وبه هر شکل ممکن خودرا به دور بعد رساند.بارسیدن به وقت نماز،مراسم تاساعت 30/2تعطیل شد وهمه ی کسانی که درسالن بودند ازآن جا خارج شدند.

سرانجام با یک جلد ویژه نامه ی پنجمین جشنواره ی ملی مشاعره ی رضوی به نام پاسخگو،همپای دیگران سالن را ترک گفتم.

درپایان مراسمافراد زیر حائیز مقام های اول تاهفتم شدند:

۱-مینا عزیزی ازاستان ایلام

۲-مرضیه معصومی از استان بوشهر

۳- سیده رضوان میرجهان مردی ازاستانبوشهر

۴- مرضیه مرادی ازاستان فارس

۵- ندا عبدالهی ازاستان بوشهر

۶- زهره نیک نام ازاستان بوشهر

۷- مریم بحرانی از استان بوشهر

 

دومين سفروروزي

ادامه نوشته

سياحتي دراستان بوشهر

ادامه نوشته

سيزده بدر

ادامه نوشته

تقدير از دانش آموزان برتر مدرسه جوادالائمه درمسابقه ي روانخواني دانش آموزان راهنمايي بوشهر

ادامه نوشته