محض اطلاع استاندار نیروگاه اتمی آرمیده در هلیله و بندرگاه


شاید گمان کنید می‌خواهم درباره‌ی " انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست "سخنی به میان بیاورم. البته گزارشِ پیش رو حقی را از ملت آگاه ایران سلب نمی‌کند؛ چرا که رسیدن به حق دشواری‌هایی دارد که قطعاً می‌بایست هزینه‌های آن را پرداخت، که گفته‌اند حق گرفتنی‌ست، دادنی نیست.
تحقق این شعار علی‌رغم رسیدن به فن‌آوری و دانش هسته‌ای، ایستادگی در برابر خواسته‌های نابه‌جای برخی از کشورها را طلب می‌کند. روی لبه‌ی تیغ عبور کردن مثل سرپل صراط است که اگر اشتباه کنی مؤاخذه خواهی شد. حال که موضع خود را ـ پیش از داوری تنگ‌نظران ـ ابراز کردیم به هلیله و بندرگاه دو قطعه‌ی گمشده‌ از بوشهر می‌رویم.
نیروگاه اتمی بوشهر با موقعیت خاص منطقه‌ای و حریم تعریف شده برای آن، سال‌هاست میان دو منطقه‌ی هلیله و بندرگاه آرمیده است. پس از جلسات متعدد و کارشناسی آژانس اتمی و مطالعه همه جانبه‌ی شهرداری و سازمان مسکن و .... حریم ده کیلومتری نیروگاه اتمی به پنج کیلومتری تقلیل یافت که با ابراز خوشحالی عده بسیاری از ساکنین همجوار نیروگاه روبه‌رو شد. هم اینک مناطق تنگک سفری، تنگک محمد جعفری و تنگک زنگنه و همچنین سرتل، ریشهر و امام‌زاده (سبزآباد) از حریم ده کیلومتری خارج گردیده‌اند. گر چه از منظر قانونی این مناطق آزاد شده محسوب می‌گردند اما مشکلات اجتماعی و اقلیمی خاصی دارند که طرح آن مجالی دیگر را می‌طلبد. ضعف و نقصان در مدیریت در سکونت‌گاه‌های حریم ده کیلومتری باعث معضلاتی همچون ساخت و سازهای غیرمجاز به شکلی ناموزن و نامتناسب با ساختاری اسف‌بار و باعث آلودگی زیست محیطی و نازیبا شدن این پس کرانه‌ی‌ خلیج فارس شده است.
اکنون از میدان آزادی (برج مقام) به سمت جنوب بوشهر در جاده‌ای در دست ساخت توسط نیروگاه اتمی راهی می‌شویم. هنوز پس از مدت‌ها تکلیف عبور و مرور خودروها در جاده مشخص نیست. مشاهده‌ی دو طرفِ جاده بیشتر آدم را به یاد ورودی شهری می‌اندازد که انگار بی در و پیکر است. صنایع کوچک و بزرگ از قبیل فروش آهن‌آلات قراضه، لنج‌سازی، لوازم یدکی ماشین، تیرچه و بلوک‌زنی، کنسروسازی، زندان، تعمیرگاه اتوبوس‌رانی و بالاخره تنگک اول و دوم و سوم با نخلستان‌های رنجور و بی‌ثمر. چشم‌اندازی دیگر تو را به آن سوی منطقه و خبر سازترین جایگاه می‌رساند.
قبل از این‌که به شیب تند هلیله برسی، سمت چپ جاده تابلو " قبرستان زباله" چشم‌نواز است. محل دفن زباله در چند قدمی، فاجعه زیست محیطی را بدون زنگ خطر به رخ می‌کشد. زمانی با بوق و کرنا کارخانه‌ی کمپوست‌سازی را علم کردند و اکنون مسئولان سازمان محیط زیست استان و متولیان دیگر با برگزاری جلسه و خوردن بیسکویت و چای و چهره‌ی متأسف‌ سرگرم هستند.
اگر بگویند شما بیایید کاری کنید، می‌گوییم " هر که را بهر کاری ساخته‌اند" اما شما را نمی‌دانم.
سراشیب تند را با دنده دو بالا می‌روی و تا می‌خواهی دنده را برای سه و چهار چاق کنی، پاسگاه انتظامی بر بالای سراشیبی خودنمایی می‌کند. ظاهراً با ما کاری ندارند ولی با اهالی هلیله و بندرگاه شاید کاری داشته باشند. این مسیر تردد مردم و بازدیدکنندگان ریز و درشت و دولت‌مردان و اعضای آژانس هسته‌ای بود.
سمت راست و چپ جاده پدافندهای نیروی هوایی، آسمان بوشهر را پاس می‌دارند. هلیله در منتهی‌الیه سمت راست و چسبیده به نیروگاه اتمی توجهت را جلب می‌کند. کمی آن طرف‌تر بندرگاه با وجود تنها اسکله‌ی صیادی نیز پابرجا ایستاده است.
هلیله و بندرگاه سال‌هاست مهمان‌داری نیروگاه اتمی رابر دوش می‌کشند. زمانی آلمان و اکنون روسیه و فردا چه خواهد شد؟ به راستی سهم استان بوشهر از درصد خبر نسبت به سایر استان‌ها در سطح کشور و سطح بین‌المللی چقدر است؟
بوشهر و نیروگاه اتمی، بوشهر و گاز پارس جنوبی، بوشهر و جزیره خارگ ـ حاکی از موقعیت استراتژیک‌ـ را در رأس اخبار جهان می‌بینی. کافی است بدانی نام بوشهر در اینترنت توسط کاربرها چند بار کلیک می‌شود. حیف که متولیان در حوزه‌های مختلف سیاسی‌، فرهنگی، اجتماعی غافل از این مهم هستند. گذشته از قدمت دیرینه می‌خواهیم سری به هلیله و بندرگاه جایی که در سیزده بدر جای سوزن انداختن نیست، بزنیم.
هلیله با جمعیتی بیش از 2500 نفر دارای یک دهیار به نام آقای خلیل انصاری‌فرد و شورای اسلامی متشکل از آقایان عباس انصاری (رییس)، نصر ا... حسن ابراهیمی، داریوش انصاری و خانم زهره حسن ابراهیمی است.
در گفت‌‌وگوی تلفنی که با آقای عباس انصاری رییس شورای اسلامی هلیله داشتم از حُسن نیت مسئولان نیروگاه اتمی تشکر کرد و وقتی وارد بحث شدیم گفت و شنود بیشتر شبیه به این بود که: به فریاد مردم هلیله برسید.
در بخشی از این صحبت‌ها اشاره‌‌ای مهم به طرح‌ هادی گردید که پس از تصویب هنوز به مرحله‌ی اجرا گذاشته نشده است، هر چند در این طرح هادی اشکالاتی وجود دارد که توسط مردم و شورا به گوش مسئولین بنیاد مسکن رسیده ولی تاکنون نتیجه‌ای در پی نداشته است. انصاری رییس شورای هلیله می‌گوید: مشکل جمع‌آوری زباله داریم. خودرویی بزرگ که در اختیار دهیاری گذاشته‌اند در کوچه‌های هلیله نمی‌تواند عبور کند و لازم است زباله‌کشی مخصوص و سربسته این اقدام را نماید. در طرح هادی کوچه دیده نشده و همه‌ی راه‌های دسترسی 12 متری است که بخش اعظم خانه‌های مردم در طرح قرار می‌گیرد. آب آشامیدنی نیز یکی از مشکلات عمده‌ای است که ساکنین هلیله با آن دست به گریبان‌ هستند. او می‌گوید نیروگاه 500 متر مکعب آب به هلیله می‌دهد که با توجه به فرسودگی لوله‌ها و جیره‌بندی هر سه روز نوبت منازل در حدود 4ـ 3 ساعت است و در سه قسمت از هلیله توزیع می‌شود که کفاف مردم را نمی‌دهد. در طرح هادی قرار است فاضلاب بازنگری شود تا ضمن این‌که بافت قدیم این منطقه دست نخورده بماند این مشکل نیز مرتفع گردد.
سال‌هاست که قبل از ورود به هلیله به شهرکی موسوم به کمپ "صدف" بر می‌خوری که شبیه حلبی‌آباد است. خدا به فریاد ساکنین آن برسد.
گویا فرماندار بوشهر در مسجد رسول(ص) در هلیله قول‌هایی مبنی بر توجه به وضعیت جمع‌آوری زباله و برخی دیگر از مشکلات داده که تا کنون نتیجه بخش نبوده است. در این جلسه فرماندار و یا آقای بخشدار گفته که از طریق "خودیاری" می‌توانیم مشکلات را حل کنیم.
هر چند در مایه‌های گفتاری آقای انصاری رییس شورا تعامل بین نیروگاه و دهیاری مشخص بود ولی مردم هلیله گله‌های زیادی دارند. یکی می‌گفت: به سختی سند مالکیت را دریافت می‌کنیم. دیگری می‌گفت: می‌خواهم برای پسرم سرپناهی بسازم ولی سیمان و بلوک در هلیله قاچاق محسوب می‌شود.
هلیله هنوز کوچه‌هایش خاکی است. بچه‌ها برای مدرسه رفتن انگار مثل 30 سال پیش بوشهر مشکل ایاب و ذهاب دارند. به قول یکی از اهالی هلیله هر که پول نداره باید بمیره !
بندرگاه
عبور شرجی دریا از میان نخل‌های سر بریده چندان دل انگیز نیست. مردم بندرگاه نیز امرار معاش را همچون پدران از تنها اسکله سنگی به یادگار دارند با این تفاوت که تا دیروز این اسکله آسفالت نبوده است! اسکله با وجود لنج‌های چوبی و فایبر‌گلاس با قایق‌های کوچک لایروبی نشده است. پاسگاهی هم آنجاست تا مبادا صیادی سبد ماهی به منزلش ببرد، تا مبادا از قانون تعاونی صیادی بندرگاه تخطی کند.
بندرگاه حدود 3000 نفر جمعیت دارد. زمین دارد، فضا دارد، دریا دارد، آسمان دارد ولی دبیرستان ندارد، مرکز تفریحی ندارد، آسفالت ندارد. راستی یک میدان تعزیه دارد که چند سالی به همت اهالی با اجرای تعزیه مردم را به بندرگاه می‌کشاند.
به سراغ رییس شورا و دهیار بندرگاه نرفتم، می‌دانستم آنان حرف‌های مشابه دارند و شاید هم تشکری از مسئولین کنند. به سراغ مردم رفتم.
به زنی که در حال تکان دادن لباس گِلی پسرش بود گفتم: بندرگاه چطور است؟
گفت: می‌بینی که بچه‌ها توی خاک‌ها و گِل‌ها بازی می‌کنند. حتی پارکی که چهارتا تاب داشته باشد نداریم. پیرمردی لبخندی تلخ زد و گفت: برو پی کارت، کی به حرف ما گوش می‌ده. سال‌هاست سایه‌ی دیوار نشسته‌ایم و به دریا زل می‌زنیم. دریا دیگر برای ما برکت ندارد. از وقتی نیروگاه آمده همه‌ی ما زندانی هستیم.
برای درست کردن دیوار منزل‌مان باید مجوز ورود سیمان بگیریم. کسی دیگر گفت: زباله‌ی منزلم را پشت ماشین می‌گذارم تا جایی پیدا کنم و از دستش خلاص شوم.
تمامی مشکلات بندرگاه مثل هلیله است: دفع زباله، کمبود و جیره‌بندی آب آشامیدنی و بهداشت و موارد دیگر.
با چند نکته این مقال را به پایان می‌برم.
ـ نیروگاه اتمی برای خروج اضطراری بر اساس کنوانسیون آژانس انرژی اتمی چه تدبیری کرده است؟
ـ برای ورود مهاجرین با توجه به بالا رفتن نرخ زمین در بوشهر مسئولین چه راهکاری را اندیشیده‌اند؟
ـ متولی فرهنگی استان آیا سری به هلیله و بندرگاه که در چند قدمی بوشهر است زده؟
ـ استاندار محترم بوشهر از طرح هادی و یا طرح راهبردی ساختاری این دو منطقه اطلاع دارد؟
ـ سازمان مسکن انقلاب اسلامی برای اصلاح و اجرای طرح هادی چه کرده است؟
ـ سازمان مسکن و شهرسازی استان چه نتیجه‌ای از کمیسیون‌های مکرر گرفته است؟
و نکته مهم و آخر این‌که آیا خطر تشعشع هسته‌ای برای حدود 5000 نفر وجود دارد، البته در صورت فعال شدن رآکتورهای اتمی؟
بوشهر دین خود را به انرژی اتمی طی سالیان گذشته ادا کرده است، حالا نوبت شماست!