بوشهر درکلام دکتر سید جعفر حمیدی
بوشهر دکتر سید جعفر حمیدی
بوشهر
شهر عاطفه وآفتاب
شهرصبور خفته به دامان آب
همسایه ی قدیمی خورشید
شهر هزار خاطره ی روزگار
شهر هزار مردان
بوشهر
شهر ایمان
پابر سریر آبی دریا
دل درهوای همدلی وعشق وشور وغوغا
بوشهر،
شهر تاریخ
شهر همیشه بیدار
شهرهمیشه هشیار،
ماشرح روزگار غمت را شنیده ایم
ما زخم تازیانه ی بیگانگان
برقامت شکسته ی تو دیده ایم
ماشرح جان فشانی مردانت را
درکوچه های روشن تاریخ،
بسیار خوانده ایم.
ما آفتاب را
درظهر های خلوت مرداد،
دیده ایم،
که قطره قطره خون تورا می مکید
ولحظه لحظه آتش تب را
برجسم ناتوان تو می ریخت.
ماکولیان خانه بدوشی را دیده ایم
کز سرزمین آن سوی دریاها
می آمدند
ودرد ورنج تلخ مصیبت را
درخانه ومحله تو، می ریختند
وخود سوار مرکب قدرت،
می تاختند.
بوشهر،
شهرتاریخ
همدوش مهربانی و پاکی
همسایه همیشه ی دریا
مست شراب شرجی و شبنم
هم صحبت همیشه ی توفان
اینک دوباره،
فصل امید باروری می رسد
فصل عزیز دیدار
نام خوشت همیشه،
همدوش مهربانی و پاکی باد. بوشهر بهمن 1387
بوشهر
دیهیم آفتاب به سر داری دیبای سبز آب به برداری
پابر سریر اطلسی دریا سر تا حریر پاک قمر داری
خورشید می درخشد برپایت مهتاب بر کلاه ظفر داری
ازآتش مداوم تابستان تب ناله ها زسوز جگر داری
یرپیکرت نشانه ی صدها زخم بر سینه ات هزار شرر داری
ازباده ی دو آتشه ی شرجی پیمانه های صبح وسحر داری
دریای پرغرور تو می غرد یعنی به سینه لؤ لؤ تر داری
تن درحریر گرما پیچیده ازآب شور لطف شکر داری
ازشعر و از کتابت و از دانش مجموعه ای از اهل هنر داری
تاریخ از شکوه تو می بالد کز قرن های دور اثر داری
در چهره ات تبلور شیدایی درسینه گنج های گهر داری
گوهر نشان اهل نظر هستی از علم جام نقره و زر داری
با باد قوس وزمزمه ی باران اشعار ناب عشق ز یرداری